تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - شکلی از زن ها
شکلی از زن ها | از همین حرف ها ,

شكلی از زن ها

 

 

از جایی دور می آیم

جایی كه پیش از این نبودم

اشیا را می بینم

كه از میانه ی در به من می نگرند.



 

شكلی از زن ها

 

 

از جایی دور می آیم

جایی كه پیش از این نبودم

اشیا را می بینم

كه از میانه ی در به من می نگرند.

 

درون شب می گردم

با خودم

نور ماه را

مثل درختان می بینم.

 

ترسناك تر می شود

و من می ترسم

چرا كه نمی دانستم

اما می خواستم كه بدانم.

 

صورتم از آن من است ، بی گمان

اما تو آن را دیده ای

هزاران بار

گریه هایت را می بینم.

 

نباید او را لمس كنم

می خواستم بسیار بسیار

به تو دست بزنم

اما نمی توانستم.

 

تاریكی

وقتی روشن می شود 

ماه كه می درخشد

مراقب باش.

 

صورتم،

دستانم،

دهانم مال من است

اما این من نیستم.

 

ماه ، ماه

وقتی مرا ترك می كنی ، تنها

همه ی تاریكی ها

به حد نهایت تاریكی می رسند.

 

یك چاه از هول

بوی تعفن

دستان بی خرد

هرگز تو را لمس نمی كنند.

 

اما دوستت می دارم

آیا تو مرا دوست داری؟

با خود چه می گویی

آن هنگام که مرا می بینی؟


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در پنجشنبه 9 اسفند 1386 و ساعت 03:02 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: