تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - در گفتگو با باشگاه خبرنگاران
در گفتگو با باشگاه خبرنگاران | از همین حرف ها ,

بخش تجاری كتاب باید مورد توجه قرار گیرد

بهاءالدین مرشدی

منبع: باشگاه خبرنگاران

بهاء الدین مرشدی،نویسنده به بهانه انتشار نخستین كتابش با عنوان "ماهی كه توت فرنگی ها سرخ می شوند" در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت:داستانهای این مجموعه بین سال های 80 تا 85 نوشته شده اند كه از لحاظ فرم و معنا با یكدیگر متفاوتند،هرچند در مجموعه بعدی ام ،داستانها از یك پیوست معنایی پیروی می كنند.

مرشدی در مورد انتخاب نام "ماهی كه توت فرنگی ها سرخ می شوند" برای كتابش تصریح كرد: این جمله،نام یكی از داستانهای كتاب است و چون لحن و فرم آهنگ آن را دوست دارم آن را برای مجموعه ام انتخاب كردم.

این نویسنده افزود:چگونگی انتخاب نام اثر در فروش آن اهمیت بسیاری دارد؛هرچند در كشور ما اهمیت چندانی به این موضوع داده نمی شود،اما در كشورهای پیشرفته بخش تجاری كتاب اهمیت زیادی داشته و بازار رقابت و توزیع كتاب جایگاه خاصی دارد.

وی پیرامون لحن و زبان بكار گرفته در داستانهایش گفت:فضای داستانی معین می كند من چگونه بنویسم ،به عنوان مثال در داستان "دور ریختن بچه همراه با آب لگن" لحن شاعرانه را برای ارائه داستانم برگزیده ام؛زیرا فضای ملموسی برای پرداختن به این موضوع ایجاد می كرد.

مرشدی ادامه داد:در مجموع من تمایل به شاعرانه نویسی دارم و شاید داستان هایم به گونه ای از داستانهای دیگران قابل تمییز باشد.

نویسنده كتاب "ماهی كه توت فرنگی ها سرخ می شوند" در مورد اینكه چه اتفاقی می افتد كه یك اثر داستانی به عنوان اثری شاعرانه مطرح می شود،اظهار داشت:خلق یك فضای خاص و بكارگیری واژگانی كه لحنی ملایم و لطیف دارند و در كنار یكدیگر قرار گرفتن این عناصر،فضایی را می آفریند كه روح خاصی برآن حكمفرماست و باعث پدیدآوردن حسی ویژه در مخاطب شده و همین موضوع باعث می شود لحن و زبان نویسنده شاعرانه دریافت شود.

وی درباره شاعرانه گفتن و نه شعر گفتن،خاطرنشان كرد:قالب شعر با داستان متفاوت است در داستان تعلیق از اهمیت خاصی برخوردار است،در حالی كه در شعر تعلیق اهمیتی ندارد.

مرشدی افزود:وقتی كنش و واكنش وارد اثری می شود،آن اثر به سوی داستانی شدن پیش می رود و پرداختن به یك قصه از اثر داستان خلق می كند.

وی در مورد نگاهش به مخاطب گفت:هنگامی كه من داستان می نویسم؛به چیز دیگری جز خود داستان فكر نمی كنم ،ولی بعد از پایان داستان به این فكر می كنم كه آیا این داستان می تواند با مخاطب ارتباط برقرار كند یا نه.در این هنگام آغاز به ساخته و پرداخته كردن اثرم می كنم و در این بازنویسی ممكن است تغییرات عمده ای در روند داستان گویی پدید آید.

این نویسنده ادامه داد:به نظر من نوشتن داستان با ارائه آن دو مقوله متفاوت است؛زیرا ساختاری كه در داستان اولیه پدید می آید،ممكن است ناقص باشد و با ساخت و پرداخت كردن یك داستان،اثر قابل ارائه می شود.

وی در مورد روند چاپ كتابش اظهار داشت:مجوز چاپ كتابم بعد از سه سال صادر شده كه این مدت برای چاپ یك كتاب بسیار طولانی است.

این نویسنده بابیان اینكه هر نویسنده به سبك شخصی خود فكر می كند،افزود:من همیشه در حال تجربه كردن هستم ،در عین این كه به سبكها و تكنیك های دیگران نیز توجه می كنم و باید به زبانی برسم كه بدون امضای من نیز اثرم قابل شناسایی باشد.

وی خاطرنشان كرد:نویسندگان بزرگی چون گلشیری،غلامحسین ساعدی و غیره زبان خود را به درستی در آثارشان نشان دادند و آثارشان به راحتی قابل تشخصی و تمییز از آثار دیگران است.

مرشدی ،در مورد مطرح شدن مضامین جدید در داستان كوتاه خاطرنشان كرد:این امر در صورتی اتفاق می افتد كه موضوعی را كه من انتخاب می كنم قابلیت گنجانیدن در یك داستان كوتاه را داشته باشد و اگر به این نتیجه برسم كه داستان باید گسترش پیدا كند و در واقع موضوع مورد نظر در قالب چهار یا پنج صفحه نمی گنجد؛قالب داستان بلند را برای ارائه كارم برمی گزینم.

وی افزود:داستان كوتاه تنها یك برش از واقعیت است؛این یك تعریف كلاسیك است كه می تواند در آن چهارچوب باقی بماند،یا از آن عدول كند.در اصل چگونه پرداختن به یك واقعه است كه باید موردنظر نویسنده باشد.

مرشدی ،پیرامون داستانهای كوتاه مدرنی كه پایانی برای آنها درنظر گرفته نمی شود،اظهار داشت:تكنیك،موضوع و فضای داستانی مشخص می كند كه نویسنده چگونه پایانی برای داستانش درنظر بگیرد،این تسلط بر زبان نویسندگی است كه مشخص می كند من چگونه پایانی برای داستانم درنظر بگیرم.

وی پیرامون یكی از داستانهای این مجموعه بنام "بودا هنوز رنج می كشد" گفت:این داستان مینیمال است و به نظر من داستان مینیمال نتوانسته جایگاه خاصی در ادبیات امروز به دست آورد؛زیرا هیچگاه به طور جدی به آن پرداخته نشده و نپرداختن به این گونه داستانی باعث گذرا بودن این سبك از داستان نویسی شده است.

گفتنی است؛بهاء الدین مرشدی در آینده ای نزدیك اثری به نام "مرا زمین فرض كن" را به چاپ می رساند./


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در جمعه 21 آبان 1389 و ساعت 03:04 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: