تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - یك بخش از رمان زمان پدر
یك بخش از رمان زمان پدر | داستان ,

دردهای مادربزرگ

 

مادرِ مادرم سرطان گرفت و مُرد. آدم آرامی بود. خیلی آدم خوبی بود. هر کس برای ختم­اش می­آمد می­گفت: «خدا رحمتش کند آدم خوبی بود.»

توی حرف­های­شان تقلب نبود. واقعاً آدم بی­آزاری بود و سال­ها همه­ی نگرانی­ها و ناراحتی­هایش را ریخت توی خودش تا بالاخره مریض شد و همان مریضی که از هر یک میلیون نفر یک نفر می­گیرند گرفت و مُرد. دکترش می­گفت نمونه­ی نادری از این بیماری است. تا به حال بعد از چهل سال طبابت این سومین نفر است که این بیماری را گرفته و هر بلایی سرش آمد خبرش کنیم.

برای دوا و درمان بردیمش تهران. آن­جا معاینه شد و ازش نمونه برداری کردند و گفتند زنده نمی­ماند. از همان تهران بردیمش مشهد برای زیارت. هنوز سرپا بود و زیبایی­اش را داشت. مادربزرگ برای مادربزرگ بودن فقط پنجاه و هفت سال داشت و این اصلاً عمر زیادی نبود. مادربزرگ از بیست و چند سال پیش مادربزرگ بود. بنابراین هنوز هم مادربزرگ جوانی بود.

گرفتاری­های مادربزرگ و خاطرات مادربزرگ هم خودش داستان مفصلی است. داستان «زمانِ مادربزرگ».

توی مشهد کفش­اش اذیت می­کرد. طوری بود که به پاهایش فشار می­آورد. در ضمن ناخن بزرگ پای­اش هم رفته بود توی گوشت.

توی حرم راه می­رفتیم که یک نفر یکهو پا گذاشت روی پای مادربزرگ. آه مادربزرگ در آمد و به من گفت: «ننه جون دَردُم که یکی دوتا نیست.»

حالا دردهای پدرم هم یکی دوتا نیست.


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در شنبه 21 اسفند 1389 و ساعت 10:45 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: