تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - نگاهی به دو نمایش­نامه­ی «جهان انزوا» نوشته­ی «نائومی والاس» و «واپسین سه­شنبه» نوشته­ی «دونالد مارگولیز»، ترجمه­ی رکسانا مهرافزون
نگاهی به دو نمایش­نامه­ی «جهان انزوا» نوشته­ی «نائومی والاس» و «واپسین سه­شنبه» نوشته­ی «دونالد مارگولیز»، ترجمه­ی رکسانا مهرافزون | از همین حرف ها ,

نمایش فاجعه

در نگاهی به دو نمایش­نامه­ی «جهان انزوا» نوشته­ی «نائومی والاس» و «واپسین سه­شنبه» نوشته­ی «دونالد مارگولیز»، ترجمه­ی رکسانا مهرافزون

انتشارات نیلا – 1389

 

منبع: روزنامه شرق

زمانی که به دنیای درام پا می­گذاریم خواهیم فهمید که دنیای درام، دنیایی است انتقادی که هر جامعه­ای نمی­تواند تاب این انتقاد را بیاورد، بنابراین مجالی برای بروز و ظهور آن نمی­دهد. در این نوشته به جوامعی که تئاتر را محصور می­کنند نمی­پردازم بلکه به دنیای انتقادی درام خواهم پرداخت. بسیاری از تئاترشناسان این دنیا را دنیای انتقاد دانسته­اند روح انتقادی تئاتر از ابتدای درام نویسی تاکنون مورد توجه بوده است. با نگاهی کوتاه و گذرا به نویسندگان اولیه و برجا مانده­ی تئاتر دنیا می­بینیم که «سوفوکل»، «اشیل»، «اوریپید» و دیگران شدیدترین انتقادها را بیان کرده­اند. شاید مهم­ترین دلیل برای این انتقاد به روح عملگرای درام باز می­گردد که حتماً باید عملی در درام شکل بگیرد، اتفاقی بیفتد. این عملگرایی بیش­تر در تضاد و تقابل شکل می­گیرد. هرچه تضادها و تقابل­ها در درام بیش­تر باشد عمل نمایشی جاندارتر می­شود. هنگامی که مثلاً با شخصیت پرکنشی مثل «مکبث» روبه­رو می­شویم می­بینیم تضادها و تقابل­های زیادی با محیط اطراف و حتا خودش دارد که او را وا می­دارد تا جنایت­های نمایش­نامه را رقم بزند. این­گونه است که نمایشی پر کنش داریم که توانسته بعد انتقادی خود را از درونمایه­ی «جاه­طلبی توأم با خشونت» بیان کند. حتا در شخصیت درونی­تری مانند «هملت» نیز همین ماجرا را می­بینیم. کنش­های «هملت» خیلی درونی­تر هستند یا شاید باید بگوییم تا انتهای نمایش­نامه که مجبور به درگیری نمی­شود عمل بیرونی زیادی از او نمی­بینیم اما عمل­های درونی این نمایش­نامه است که این نمایش را یکی از مشکل­ترین نمایش­نامه­های دنیا کرده است. «تردید»های «هملت» یکی از مهم­ترین عمل­های درونی در ادبیات دراماتیک دنیا است. باز هم ما پا به انتقاد گذاشته­ایم.

در این نوشته به دو نمایش­نامه نگاه می­کنیم که هر دو در یک کتاب و در قطع جیبی چاپ شده­اند. «جهان انزوا» نوشته­ی «نائومی والاس» و «واپسین سه­شنبه» نوشته­ی «دونالد مارگولیز» که «رکسانا مهرافزون» این نمایش­نامه­ها را به فارسی برگردانده است.

نمایش­نامه­ی «جهان انزوا» نمایش­نامه­ای که به تبعات جنگ عراق می­پردازد و با دیدی انتقادی به سراغ آن رفته است. گفت­وگوهای تک نفره­ی شخصیت عرب نمایش­نامه نگاهی انتقادی به این جنگ داشته است. علی تک شخصیت این نمایش­نامه با نشان دادن زوایایی از جنگ اعتراض خود را از این وضعیت بیان می­کند. جنگ یکی از بیرونی­ترین عمل­هایی است که می­تواند درون­مایه­ی یک نمایش­نامه قرار بگیرد. شاید دراماتیک­تر از این صحنه در یک نمایش­نامه­ی جنگی نتوان یافت:

«همین­طور که فرار می­کردم یه تیر خورد به پشتم. توی اون دوران، از میون صدها و هزاران نفر، چندتایی­مون نجات پیدا کردیم. من منفجر نشدم.» (ص 33)

این وضعیت دراماتیک در مقابل وضعیتی است که دوست شخصیت اصلی نمایش­نامه با آن روبه­رو شده است یکی از خشن­ترین انواع اتفاق دراماتیک:

«... یادم می­آد. من نمی­تونستم. نمی­تونستم بشناسم سمیر رو. یه تیکه از ستون فقراتش شق و رق فرو رفته بود توی شن. دست چپش پریده بود اون بالا بالاها تو هوا و هنوز داشت می­اومد پایین. بعدش بقیه­مونو بستن به تیر.» (ص 33)

از دید یک خواننده کدام یک از این دو صحنه دراماتیک­تر است؟ دراماتیک­تر بودن یک نمایش­نامه را کدام معیار و ملاک نشان می­دهد؟ این­ها همه اتفاق هستند. اتفاق، درام را شکل می­دهد. جنگ عراق شاید یکی از پرکنش­ترین درام­ها باشد. از این دست اتفاقات مرگ­بار که تراژدی­وار درام را شکل می­دهند در جنگ عراق بسیار می­بینیم. این نوع برخورد نمایشی با جنگ از کجا شکل می­گیرد؟ قطعاً از نگاه انتقادی به سیاست جنگ­ورزانه. هنگامی که از «نائومی والاس» پرسیده می­شود: «آیا شما خودتان را نویسنده­ای سیاسی می­دانید؟» چنین پاسخ می­دهد:

«والاس: بله، من نویسنده­ای سیاسی هستم، من شرح روزگار می­نویسم. بعضی وقت­ها این عنوان در من احساس رضایت به وجود می­آورد و بعضی وقت­ها رضایت و عدم رضایت من وابسته به قصدی است که در پس این پرسش نهفته است.» (ص 10)

والاس در جای دیگری از مصاحبه­اش درباره­ی سیاست و نمایش چنین می­گوید:

«دغدغه­ی اصلی من این بود که یک نفر چه­گونه می­تواند خطابه­ای سیاسی را به شکلی بر صحنه ادا کند که نمایشی باشد؟ چه­طور می­شود گفت: هر ماه پنج­هزار بچه می­میرند. و این را طوری گفت که خلاقه باشد؟...» (ص 11)

تئاتر سیاسی در دنیا سابقه­ای طولانی دارد. شاید با کمی اغماض بتوان گفت بیش­تر نمایش­نامه­های دنیا سبقه­ی سیاسی دارند. نابرابری­های اجتماع را هم می­توانیم وارد سیاست کنیم. «دونالد ماگولیز» نیز هنگامی که با همین پرسش «آیا شما خودتان را نویسنده­ای سیاسی می­دانید؟» مواجه می­شود، چنین پاسخ می­دهد:

«فکر می­کنم نه. من قصه­هایی می­نویسم که مردم را وادار می­کند به سیاست فکر کنند و به مسائل از بعد سیاسی نگاه کنند. من همیشه گفته­ام که نویسنده­ای سیاسی­ام، اما این تنها تعریفی نیست که از کار خودم دارم.» (ص 9)

نویسنده­ی نمایش­نامه، ناگزیر است که دیدگاهی سیاسی و انتقادی داشته باشد. هنگامی که نمایش­نامه­ی «واپسین سه­شنبه» را از «دونالد مارگولیز» در این کتاب می­خوانیم با همهمه­ای اجتماعی روبه­رو می­شویم که هرکس ساز خودش را می­زند. جامعه­ای که هرکس گرفتاری­های زندگی خودش را دارد و با آن درگیر است. این وضعیت اجتماعی و نشان دادن آن رویکری انتقادی و سیاسی است. این نمایش­نامه پر است از گفت­وگوهای روزمره اما این گفت­وگوهای روزمره گفت­وگوهایی عادی نیستند. نمایش­نامه­نویس قطعاً نمی­تواند گفت­وگوی روزمره را بدون قصدی اجتماعی و انتقادی بر روی کاغذ بیاورد، پس هنگامی که شخصیت «یک» نمایش­نامه مدام با شخص پشت تلفن همراهش درحال درگیری است، نه می­تواند یک گفت­وگوی روزمره نباشد و نه می­تواند باشد. دیالوگ­های او یک کارکرد دراماتیک است از حرف­های روزمره که هم درام را شکل می­دهد و هم یک نوع نگاه و انتقاد اجتماعی. یا در همین نمایش­نامه وقتی شخصیت «پنج» مدام تیتر روزنامه را بلند می­خواند چیزی جز روزمرگی نیست اما اتفاق دراماتیک قطعاً نحوه­ی استفاده از این تیترهاست. تیترها در این نمایش­نامه فقط بیان می­شوند و قصد نویسنده درنهایت متوجه کردن خواننده به این دست اتفاقات است.

«پنج: انفجار، کفش زن جوانی را از پایش بیرون آورد.» (ص 54)

«پنج: ...آتش محاصره­اش کرده بود، و لباس­هایش گر گرفته بودند.» (ص 60)

«پنج: آتش شلیک را به سمت رهگذران گرداندند و آن­ها را زخمی کردند.» (ص 65)

این­ها جمله­هایی از روزنامه، یک دیالوگ، یک اتفاق دراماتیک با کارکردی انتقادی هستند. ظهور یک فاجعه هستند. فاجعه، در روزنامه به فراوانی وجود دارد و شخصیت «پنج» نمایش­نامه مدام آن­ها را می­حواند. این زندگی روزمره است و بازخوانی این دیالوگ­ها انتقادی از وضع موجود. «والاس» و «ماگولیز» در آستانه­ی اجرای همراه این دو نمایش­نامه با هم گفت­وگویی تلفنی کرده­اند که ظهور فاجعه را در این دو نمایش­نامه چنین توضیح می­دهند:

«والاس: ...هر دوی ما در مورد چه­گونگی مواجهه­ی مردم عادی با فاجعه نوشته­ایم، درباره­ی چه­گونگی تأثیرگذاری حوادث مهیب بر زندگی آن­ها. شخصیت نمایش من را فاجعه خیلی بیش­تر تحت تأثیر قرار می­دهد، اما نکته­ای که در نمایش شما جالب توجه است، تصور این است که فاجعه می­تواند هر لحظه­ای رخ بدهد و به شخصیت­ها آسیب برساند. دو نمایش درباره­ی دو نوع کاملاً متفاوت از خشونت­اند، نمایش شما درباره­ی طبیعت اختیاری خشونت و تروریسم است و نمایش من، تخریب غیر اختیاری یک سرزمین و مردمانش.» (ص 14)

این فاجعه است که هر دو نمایش را رقم می­زند. اتفاقات پی­درپی، اتفاقی می­افتد و سپس اتفاقی دیگر رخ می­دهد. این­ها اتفاقات فاجعه­آمیز هستند. در نمایش «جهان انزوا» هنگامی که با سطل پر از استخوان مواجه می­شویم با نوعی خشونت و انتقاد روبه­رو هستیم. خشونت استخوان­ها و پرتاب استخوان­ها به سمت تماشاگران:

«علی: ...اینا استخونای اوناییه که مرده­ن، تو خیابون نخل­ها، تو سرزمین خرماها. من اومده­م این­جا که اینا رو امانت بدم به شما تا ازشون نگهداری کنین. بگیریدشون اگه می­تونین.» (با خشونت محتویات سطل را به طرف تماشاگران پرتاب می­کند. در کنار استخوان­ها، از هوا، جلوی تماشاچیان هزاران پر سفید روی زمین می­ریزد.) (ص 35)

این­­ها خشونت و اتفاق انتقادی در این نمایش­نامه است. در یک نگاه می­توانیم دو نمایش­نامه­ی «جهان انزوا» و «واپسین سه­شنبه» را نمایش­نامه­هایی انتقادی بدانیم که سیاست و اجتماع را مورد توجه قرار داده­اند.

این دو نمایش­نامه­ی همراه در 2200 نسخه و در سال 1389 با قیمت 1500 تومان، انتشارات نیلا منتشر کرده است.

 


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در شنبه 3 اردیبهشت 1390 و ساعت 09:05 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: