تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - شمس لنگرودی
شمس لنگرودی | از همین حرف ها ,

ساعت

دوازده و بیست و پنج دقیقه ی نیمروز

بیست و ششم آبان .

 

آفریدگارا

بگذار

دهان تو را ببوسم

غبار ستاره ها را از پلك فرشتگانت بروبم

كف خانه ات را

با دمب بریده ی شیطان جارو كنم

متولد شدم

در مرز نازك نیستی

سگ های شما

از دهان فرشتگان دورو نجاتم دادند .

ساعت

دوازده و بیست و پنج دقیقه ی نیمروز

بیست و ششم آبان .

 

آفریدگارا

بگذار

دهان تو را ببوسم

غبار ستاره ها را از پلك فرشتگانت بروبم

كف خانه ات را

با دمب بریده ی شیطان جارو كنم

متولد شدم

در مرز نازك نیستی

سگ های شما

از دهان فرشتگان دورو نجاتم دادند .

 

پروردگارا

نه درخت گیلاس ، نه شراب به

از سر اشتباهی

                آتش را

                        به نطفه های فرشته یی آمیختی

و مرا آفریدی .

 

اما تو به من نفس بخشیدی عشق من !

دهانم را تو گشودی

و بال مرا كه نازك و پرپری بود

تو به پولادی از حریر

                        مبدل كردی .

 

سپاسگزارم خدای من

خنده را

        برای دهان او

او را

به خاطر من

و مرا

به نیت گم شدن آفریدی .

                                              شمس لنگرودی 

 


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در شنبه 26 آبان 1386 و ساعت 11:11 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: