تبلیغات
ما جماعت چاپلین ندیده - بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم
بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم |

حرف‌های ناهموار

 

بعضی شب‌ها هستند که خواب‌ها هجوم می‌آورند سمت آدم و همچین آدم را محاصره می‌کنند که نمی‌توانی تکان بخوری و صبح کرخت از خواب بیدار می‌شوی و به زمین و زمان حرف‌های ناجور می‌زنی که چرا خواب‌ها دست از سرم بر نمی‌دارند؟! واقعا چرا خواب‌ها دست از سرم بر نمی‌دارند. از خواب دیدن خوشم می‌آید اما اینکه صبح بیدار شوم و ببینم با همان دستی که در خواب مشت کوبیده‌ام به دیوار مشکل پیدا کرده‌ام و تکان نمی‌خورد و درد شدید دارد، چه می‌توان کرد؟ دیشب با مشت به دیوار کوبیدم و امروز دست‌درد امانم را بریده و می‌خواهم سر بگذارم به کوه و دشت. البته کوه و دشت جای خوبی است. خوب است آدم خواب کوه‌ها را ببیند و دشت‌ها را. آن روزها که در کوه‌ها هستم و در دشت‌ها، صبح اخلاق خوبی دارم و به کسی حرف‌های ناهموار نمی‌زنم. دیشب البته خواب دیدم کنار دریا هستم و داریم توی یک رستوران غذا می‌خوریم. الان که به آن رستوران و غذاها و آدم‌های توی خوابم فکر می‌کنم، می‌بینم چقدر خواب‌ها می‌توانند صمیمانه هم باشند اما این دلیل نمی‌شود مشتی که توی خواب به دیوار زده‌ام را فراموش کنم و دستم درد نداشته باشد. دیشب البته خواب دیدم که سر تمرین تئاتر هستم و با کارگردان بحثم شده و داریم سر همدیگر داد و بیداد می‌کنیم و من می‌گویم تو متن را نفهمیده‌ای و او می‌گوید تو نفهمیده‌ای و من از واقعیت برایش مثال می‌آورم که یادت می‌آید در فلان‌جا، فلان حرف را زدم و درست بود و تو حرف درست نمی‌زدی و دعوا کردیم و حرف‌های ناهموار زدیم به هم. در خواب‌های من آدم‌های زیادی می‌روند و می‌آیند و مکان‌های زیادی هست که می‌روم. خوبی خواب این است که مرز ندارد؛ هیچ مرز ندارد. اما مشتی که به دیوار کوبیدم و حالا دستم درد می‌کند را نمی‌دانم کجای دلم بگذارم.


نوشته شده توسط بهاء الدین مرشدی در شنبه 9 شهریور 1392 و ساعت 07:32 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ بعضی وقت‌ها که خواب می‌بینم+ دعوت به خواندن مجموعه «دلفین‏‌ها در خواب‏‌هایم شنا می‏‌کنند» شعرهای ساره دستاران+ حرف‌های من درباره خسرو شکیبایی+ جزییات مراسم پایانی نخستین دوره جایزه داستان بیهقی اعلام شد+ ستون رویاهای بدون امضا که در سه‌شنبه‌های روزنامه فرهیختگان منتشر می‌شود:+ درباره بیدل دهلوی+ رویاهای زمینی+ خانه حسین منزوی در زنجان تخریب شد+ در نگاهی به کتاب «داستان های غریب، مردمان عادی» نوشته ی محمد علی علومی+ نگاهی به «زنانگی و روایت‌گری در‌هزارو یك شب» نوشته‌ فرهاد مهندس‌پور+ «مراثی یک روایت ساده» منتشر شد+ «مراثی یك روایت ساده» توزیع شد+ مجموعه‌ی داستان جدید بهاءالدین مرشدی با نام «مراثی یك روایت ساده» به چاپ رسیده است.+ مجموعه ی " قصه نو" ی نشر افکار در نمایشگاه، شبستان، راهروی 21، غرفه 6+ نگاه محسن بوالحسنی به مجموعه داستان «رویای این پاریسی دیوانه»

صفحات: